کتاب کلاه ورمیر نوشته تیموتی بروک نشر گمان
کتاب لنورماند نوشته هما پور اصفهانی نشر سخن
کتاب لنورماند نوشته هما پور اصفهانی نشر سخن
آناستازیا دست پر از تتوی لورنزو را گرفته بود و میفشرد. لورنزو برای لحظهای چشمانش را بست و نفس عمیقی کشید. انگار کل حس آناستازیا را میفهمید. دوست داشت کمی خودش را عقب بکشد ولی چنان قدرتی در دست آناستازیا و برق نگاهش بود که او را از عقبنشینی منع میکرد. بیاختیار زمزمه کرد: