کتاب نبوغت را بیدار کن اثر اوزان وارول نشر میلکان
کتاب ذهن هرمی اثر ولاد بلیافسکی نشر میکان
کتاب من غمگین و نا امیدم اما می خواهم شاد و امیدوار باشم نشر بهار سبز
کتاب پاژ 02 کتاب سال معماران باهم علی کرمانیان نشر کارنامه
کتاب کسی نظر کرده آسمان نیست از نشر افق
کتاب کسی نظر کرده آسمان نیست از نشر افق
نویسنده: اریش ماریا رمارک مترجم : اژدر انگشتری
دالانی بود که باریک و باریکتر میشد، بدون هیچ راه خروجی. نمیتوانست از آن بگذرد. دیگران، که وقت بیشتری داشتند، میتوانستند. او نمیتوانست. در عشق راه برگشتی وجود نداشت. هیچوقت نمیشد دوباره شروع کرد. چیزی که اتفاق افتاده بود که در گوشت و خون باقی میماند. کلرفای نمیتوانست کنار او دیگر هیچوقت مثل قبل شود. کنار هر زن دیگری میتوانست، ولی کنار او نه. چیزی را که بین آنها گذشته بود نمیشد به عقب برگرداند، مثل زمان. هیچ ایثاری، هیچ اشتیاقی و هیچ حسننیتی توان این کار را نداشت