کتاب سفر در گرگ و میش یعقوب رستمی ثالث نشر روزنه
کتاب سفر در گرگ و میش یعقوب رستمی ثالث نشر روزنه
122 صفحه
وی آتش ذغال سنگ برایم تازگی داشت، اما بد جوری به مذاق میزد. توی بالا خانهی قهوهخانه کمی که گرم شدیم. خواستیم لباسهایمان را که خیس بود، خیس و گلآلود، دربیاوریم و کمی استراحت کنیم. طاها دستار کُردیاش را گذاشت توی تاقچهی بالاخانه بالای سرش و وقتی داشت زنّار